کد خبر 131895
۲۲ آذر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

 فرازی از وصیتنامه شهید یوسف خوئینی؛ ما باید پیام‌آور انسان‌هایی باشیم که در عرصه نبرد با باطل به خیل شهدا پیوستند 

 فرازی از وصیتنامه شهید یوسف خوئینی؛

ما باید پیام‌آور انسان‌هایی باشیم که در عرصه نبرد با باطل به خیل شهدا پیوستند 

باید پیام‌آور انسان‌هایی باشیم که در عرصه نبرد با باطل به خیل شهدا پیوستند و راه گلگون شهیدان را پر رنگتر کردند و نیز، رسالتی دیگر و آن رسالت نبرد با باطل است .

به گزارش حیات؛ یوسف خوئینی فرزند ایران یکی از غیورمردان کشورمان است که با پا گذاشتن بر نفس دنیایی خود به جنگ با دشمنان اسلام شتافت و رفتنش زمانی قوت گرفت که سینه‌اش از شنیدن خبر شهادت هم‌رزمانش به درد می‌آمد، در نتیجه رفتن را بر ماندن ترجیح می‌داد. شهید یوسف خوئینی در 28 خرداد ماه سال 47 در زنجان متولد شد و با شروع جنگ تحمیلی عازم میدان نبرد شد که 30 دی ماه سال 65 در ارومیه به درجه شهادت نایل آمد. فرازی از وصیتنامه شهید یوسف خوئینی بسم الله الرحمن الرحیم به نام او که همه چیزم از اوست. زندگی و زنده ماندنم از اوست. به نام او که از اویم. بودنم و هستیم از اوست. رفتنم و بودنم از اوست. یادم از اوست. جانم از اوست. معشوقم و معبودم و مقصودم هست و بالاخره امیدم اوست. او را سپاس و حمد می گویم که در چنین عصر و دوره‌ای عصر پیشرفت اسلام در تمامی جهان است، به خصوص در کشورمان به من و دوستان‌مان توفیق را نصیب کرد که در راه او به منزلهایی برسیم و قدمی هر چند کوتاه و کم ولی واقعی و محکم و استوار برداریم و بتوانیم دین خودمان را نسبت به اسلام و قرآن ادا کنیم. اسلامی که در آن روز توسط خاندان بنی امیه به ظاهر از بین رفت ولی شعله این آتش نه تنها از بین نرفت، بلکه شعله ورتر شد و دامنه‌اش گسترش یافت تا در این وهله از زمان، که انقلابی در کشورمان بوجود آمد، باز یزیدانی پیدا شدند و سد راه این انقلاب شدند و در مقابل مومنانی پیدا شدند که حسین وار در مقابل این ستم‌ها ایستادگی کردند و نگذاشتند این انقلاب در نطفه خفه شود و این امانت را صحیح و سالم بدست ما دادند و از اینجاست که رسالت ما شروع می‌شود. رسالتی که سنگینی آن را کوه‌ها تحمل نمی‌کنند. زیرا ما باید پیام‌آور انسان‌هایی باشیم که در عرصه نبرد با باطل به خیل شهدا پیوستند و راه گلگون شهیدان را پر رنگتر کردند و نیز، رسالتی دیگر و آن رسالت نبرد با باطل است که من در این مورد خداوند متعال را بسیار شکرگذار هستم که به من توفیق داد، در این نبرد شرکت کنم و نیز اگر خدا خواست در این راه جانم را نیز فدا می کنم. ان شاالله با توجه به مقدمه‌ای که در متن بالا آمده است از همه خواهران و برادرانی که وصیتنامه مرا می‌خوانند، می خواهم که سعی کنند این رسالت را که از دوش ما به زمین افتاده است بر دوش بگیرند و زینب وار و علی گونه رسالت را تا قیام منتظر ادامه دهند و سعی کنید همیشه به حرف امام امت گوش داده و به آن عمل کنید. حجاب خود را حفظ کنید و با دشمنان داخلی و خارجی مقابله نمایید.در وهله اول، نیروی با عظمت خداوند را از مد نظر دور ندارید و همیشه در تمام امورات‌تان خداوند را شاهد و ناظر بگیرید. در پایان سخنی چند با خانواده‌ام دارم: به امید بخشش. به امید پیروزی هر چه سریع‌تر رزمندگان اسلام و زیارت و دیدار در کربلای حسینی. بارالها معبودا مولایم به ما توفیق و قوت آزاد بده که بتوانیم در همه ابعاد روحی و جسمی تو را مد نظر قرار داده باشیم. الهی تو خودت مرا در این دو راهی که هستیم پیروز و موفق و مورد رضای خودت از تمام مشقاتش سربلند و روسفید راهنمایی کن. یک راه: راه دنیا و برگشتن به عقب و شهر است و یکی راه جنگ با دشمنان دین خدا و یاری امام مظلوم و در ظاهر تحمل مشکلات و مشقات و بالاخره قبول مرگ در راه خدا است و من نیز در این وهله از زمان این راه مقدس را انتخاب می‌کنم و امیدوارم که خداوند متعال مرا و همه ما را در این راه پیروز و موفق و روسفید از امام حسین و یارانش بیرون بیاورد ان شاء الله. خدایا: نمی دانم با توچه بگویم. چه دارم که بگویم اگر چیزی را هم که می گویم را می‌دانی و می‌دانم که عالم به هر چیزی هستی و قادر به تمام عوالم وجود موجود ... خداوندا من در این راه از پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم و خانواده‌ام گذشته ام و به راه تو آمده‌ام و برای خدمت و انجام وظیفه به درگاهت رو به سوی تو گذاشته ام. خداوندا! از تو می خواهم که از گناهانم بگذری و به ما از روی فضل و کرمت برخورد کنی و با عدالت و قسط خودت مدارا نکنی. زیرا که در این صورت ما مجنون و شکست خورده و سرافکنده می‌باشیم. خداوندا: از تو می خواهم که به پدرم که برایم زحمت‌های زیادی را متحمل شده و به مادرم که رنج مرا کشیده‌است و بزرگم کرده‌است اجر جزیل و صبر بیشتر عنایت نمائی. انتهای پیام/ 

برچسب‌ها